آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
کشید که چه میکنی ؟ ابوحفص به خود آمد و از آن پس این شغل را رها کرد . و هم او مینویسد : شبلی وارد بر جنید شد در حالی که همسر جنید نشسته بود . همسر جنید خواست حرکت کند و برود ، جنید گفت : شبلی در حالی است که از تو بی خبر است ، بنشین . همسر جنید نشست . جنید مدتی با شبلی سخن گفت تا کم کم شبلی شروع کرد به گریه . جنید به همسرش گفت اکنون خود را مستور ساز که شبلی در حال به خود آمدن است . حافظ : چو هر " خبر " که شنیدم رهی به حیرت داشت از این سپس من وساقی و وضع " بی خبری ة ایضا حافظ : حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ متی ما تلق ما تهوی دع الدنیا و اهملها عرفا حالی را که به اولیاء الله در حال نماز دست میداد که از خود و اطراف خود به کلی بیخبر میماندند به همین نحو تفسیر میکنند . بعدا خواهیم گفت که چیزی از " غیبت " بالاتر هم هست ، و آنچه در اولیاء الله بوده است از آن قبیل است .
١٠ ، ١١ ، ١٢ ، . ١٣ ذوق ، شرب ، ری ، سکر
ذوق یعنی چشیدن . عرفا معتقدند که اطلاع علمی به چیزی جاذبه و کشش ندارد ، شوق و انجذاب فرع بر چشیدن است . بوعلی در اواخر نمط هشتم ة اشارات " به مناسبتی همین مطلب را یاد آوری