آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
صورت گرفته است و چون در حالی تشرف به توبه پیدا کرد که " حافی = پابرهنه " بود به بشر حافی معروف شد . بعضی علت " حافی " نامیدن او را چیز دیگر گفتهاند . بشر حافی در سال ٢٢٦ یا ٢٢٧ درگذشته است . ج . سری سقطی . اهل بغداد است . نمیدانیم اصلا کجایی بوده است . وی از دوستان و همراهان بشر حافی بوده است . سری سقطی اهل شفقت به خلق خدا و ایثار بوده است . ابن خلکان در " وفیات الاعیان " نوشته است که سری گفت : سی سال است که از یک جمله " الحمد الله " که بر زبانم جاری شد استغفار میکنم . گفتند : چگونه ؟ گفت : شبی حریقی در بازار رخ داد ، بیرون آمدم ببینم که به دکان من رسیده یا نه ؟ به من گفته شد به دکان تو نرسیده است . گفتم : الحمد لله . یک مرتبه متنبه شدم که گیرم دکان من آسیبی ندیده باشد ، آیا نمیبایست من در اندیشه مسلمین باشم ؟ ! سعدی به همین داستان ( با اندک تفاوت ) اشاره میکند آنجا که میگوید :
| شبی دود خلق آتشی بر فروخت |
| شنیدم که بغداد نیمی بسوخت |
| یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود |
| که دکان ما را گزندی نبود |
| جهاندیدهای گفتش ای بوالهوس |
| تو را خود غم خویشتن بود و بس ؟ |
| پسندی که شهری بسوزد به نار |
| اگر خود سرایت بود بر کنار ؟ |