آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
ما بحث خود را درباره همان شاخهای ادامه میدهیم که اصطلاحا به نام
عرفان یا تصوف خوانده میشود ، و بدیهی است که حوصله این درسها اجازه
نمیدهد که به نقد و تحقیق بپردازیم .
ما در اینجا کوشش میکنیم که از جنبه فرهنگی ، جریانی را که در این
شاخهها رخ داده است ، آنچنانکه بوده است منعکس سازیم . چنین مناسب
میبینیم که برای آشنائی ابتدائی ، اول به تاریخ ساده عرفان و تصوف از
صدر اسلام لااقل تا قرن دهم هجری اشاره کنیم و سپس مسائل عرفان را تاحدودی
که در اینجا میسر است مطرح سازیم و در آخر کار به تحلیل عملی و ریشهیابی
آنها بپردازیم .
آنچه مسلم است این است که در صدر اسلام ، لااقل در قرن اول هجری ،
گروهی به نام عارف یا صوفی در میان مسلمین وجود نداشته است . نام صوفی
در قرن دوم هجری پیدا شده است . میگویند اولین کسی که به این نام خوانده
شده است " ابوهاشم صوفی کوفی " است که در قرن دوم هجری میزیسته است
و هم او است که برای اولین بار در رمله فلسطین صومعهای ( خانقاه ) برای
عبادت گروهی از عباد و زهاد مسلمین ساخت [١] . تاریخ دقیق وفات
ابوهاشم معلوم نیست . ابوهاشم استاد سفیان ثوری متوفا در ١٦١ بوده است.
ابوالقاسم قشیری که خود از مشاهیر عرفا و صوفیه است میگوید : این نام
قبل از سال ٢٠٠ هجری پیدا شده است . نیکولسون
[١] تاریخ تصوف در اسلام ، تألیف دکتر قاسم غنی ، صفحه . ١٩ در همین کتاب صفحه ٤٤ ، از کتاب " صوفیه و فقراء " ابن تیمیه نقل میکند که اول کسی که دیر کوچکی برای صوفیه ساخت ، بعضی از پیروان عبدالواحد بن زید بودند . عبدالواحد از اصحاب حسن بصری است . اگر ابوهاشم صوفی از پیروان عبدالواحد باشد ، تناقضی میان این دو نقل نیست .