آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
چیز به غیر او نابود میشود [١] من در انسان از روح خود دمیدم [٢] ما
انسان را آفریدیم و میدانیم روحش با او چه میگوید ، زیرا ما از رگ گردن
به او نزدیکتریم [٣] به هر کجا رو کنیم همانجا خدا است [٤] به هر
کس خدا روشنی ندهد او به کلی نور نخواهد داشت [٥] . محققا ریشه و تخم
تصوف در این آیات است و برای صوفیان اولی ، قرآن نه فقط کلمات خدا
بود ، بلکه وسیله تقرب به او نیز محسوب میشد . به وسیله عبادت و تعمیق
در قسمتهای مختلفة قرآن ، مخصوصا آیات مرموزی که مربوط به عروج " معراج
" است متصوفه سعی میکنند حالت صوفیانه پیغمبر را در خود ایجاد نمایند
" [٦] .
و هم او میگوید :
" اصول وحدت در تصوف ، بیش از همه جا در قرآن ذکر شده ، و همچنین
پیغمبر میگوید که خداوند میفرماید : " چون بنده من در اثر عبادت و
اعمال نیک دیگر به من نزدیک شود من او را دوست خواهم داشت ، بالنتیجه
من گوش او هستم به طوری که او به توسط من میشنود ، و چشم او هستم به
طوری که او به توسط من میبیند ، و زبان و دست او هستم به طوری که او به
توسط من میگوید ، و میگیرد " [٧] .
[١] کل من علیها فان ». [٢] و نفخت فیه من روحی ». [٣] و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه
من حبل الورید ». [٤] اینما تولوا فثم وجه الله ». [٥] و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور ». [٦] کتاب میراث اسلام مجموعهای از مستشرقین درباره اسلام ، صفحه ٨٤.
[٧] ترجمه این حدیث قدسی است : لا یزال العبد یتقرب الی بالنوافل حتی اذا حببته فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به ولسانه الذی ینطق به و یده الذی یبطش بها » .