آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
تراجم احوال اکابر تربیت شدگان اسلام نشان میدهد که آنچه در صدر اسلام بوده است صرفا زهد خشک و عبادت به امید اجر و پاداش نبوده است . در روایات و خطب و ادعیه و احتجاجات ، معانی بسیار بلندی مطرح است . تراجم احوال شخصیتهای صدر اول اسلام از یک سلسله هیجانات و واردات روحی و روشن بینیها ی قلبی و سوزها و گدازها و عشقهای معنوی حکایت میکند . ما اکنون یکی از آنها را ذکر میکنیم . در کافی مینویسد : رسول خدا روزی پس از اداء نماز صبح چشمش افتاد به جوانی رنگ پریده که چشمانش در کاسه سرش فرو رفته و تنش نحیف شده بود ، در حالی که از خود بیخود بود و تعادل خود را نمیتوانست حفظ کند . پرسید : « کیف اصبحت ؟ » حالت چگونه است ؟ گفت : " « اصبحت موقنا » " در حال یقین بسر میبرم . فرمود : علامت یقینت چیست ؟ عرض کرد : یقین من است که مرا در اندوه فرو برده و شبهای مرا بیدار ( در شب زنده داری ) و روزهای مرا تشنه ( در حال روزه ) قرارداده است و مرا از دنیا و ما فیها جدا ساخته تا آنجا که گوئی عرش پروردگار را میبینم که برای رسیدن به حساب مردم نصب شده است و مردم همه محشور شدهاند و من در میان آنها هستم ، گوئی هم اکنون اهل بهشت را در بهشت ، متنعم و اهل دوزخ را در دوزخ ، معذب میبینم ، گوئی هم اکنون با این گوشها آواز حرکت آتش جهنم را میشنوم . رسول اکرم به اصحاب خود رو کرد و فرمود : این شخص بندهای است که خداوند قلب او را به نور ایمان منور گردانیده است .