آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
از نظر این گروه ، نیکان صحابه رسول اکرم که عرفا و متصوفه خود را به آنها منتسب میکنند و آنها را پیشرو خود میدانند زاهدانی بیش نبودهاند ، روح آنها از سیر و سلوک عرفانی و از توحید عرفانی بیخبر بوده است . آنها مردمی بودهاند معرض از متاع دنیا و متوجه به عالم آخرت ، اصل حاکم بر روح آنها خوف بوده و رجاء ، و خوف از عذاب دوزخ و رجاء به ثوابهای بهشتی ، همین و بس . حقیقت این است که نظریه این گروه به هیچ وجه قابل تأیید نیست . مایههای اولی اسلامی بسی غنیتر است از آنچه این گروه به جهل و یا به عمده فرض کردهاند . نه توحید اسلامی به آن سادگی و بیمحتوائی است که اینها فرض کردهاند و نه معنویت انسان در اسلام منحصر به زهد خشک است و نه نیکان صحابه رسول اکرم آنچنان بودهاند که توصیف شد و نه آداب اسلامی محدود است به اعمال جوارح و اعضاء . ما در این درس اجمالا در حدی که روشن شود که تعلیمات اصلی اسلامی میتوانسته است الهامبخش یک سلسله معارف عمیق در مورد عرفای نظری و عملی بوده باشد مطالبی میآوریم . اما اینکه عرفای اسلامی چه قدر از این تعلیمات به طور صحیح استفاده کردهاند و چه قدر منحرف شدهاند ، مطلبی است که در این بحثهای کوتاه و مختصر نمیتوان وارد شد . قرآن کریم در باب توحید ، هرگز خدا و خلقت را به سازنده خانه و خانه قیاس نمیکند . قرآن خدا را خالق و آفریننده جهان معرفی میکند و در همان حال میگوید ذات مقدس او در همه جا و با همه چیز هست :