آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
انسان با خدا بحث کنند ، فقط سیستمهای اخلاقی مذهبی این جهت را مورد عنایت و توجه قرار میدهند . ثانیا سیر و سلوک عرفانی - همچنانکه از مفهوم این دو کلمه پیدا است - پویا و متحرک است ، بر خلاف اخلاق که ساکن است . یعنی در عرفان سخن از نقطه آغاز است و از مقصدی و از منازل و مراحلی که به ترتیب سالک باید طی کند تا به سرمنزل نهایی برسد . از نظر عارف واقعا و بدون هیچ شائبه مجاز ، برای انسان " صراط ة وجود دارد و آن صراط را باید بپیماید و مرحله به مرحله و منزل به منزل طی نماید و رسیدن به منزل بعدی بدون گذر کردن از منزل قبلی ناممکن است . لهذا از نظر عارف ، روح بشر مانند یک گیاه و یا یک کودک است و کمالش در نمو و رشدی است که طبق نظام مخصوص باید صورت گیرد . ولی در اخلاق صرفا سخن از یک سلسله فضائل است از قبیل راستی ، درستی ، عدالت ، عفت ، احسان ، انصاف ، ایثار و غیره که روح باید به آنها مزین و متجلی گردد . از نظر اخلاق ، روح انسان مانند خانهای است که باید با یک سلسله زیورها و زینتها و نقاشیها مزین گردد بدون اینکه ترتیبی در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا انتها یابد ؟ مثلا از سقف شروع شود یا از دیوارها و از کدام دیوار ؟ از بالای دیوار یا از پائین ؟ در عرفان بر عکس ، عناصر اخلاقی مطرح میشود اما به اصطلاح به صورت دیالکتیکی ، یعنی متحرک و پویا .