آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
فی حد ذاته عدل است و برخی کارها فی حد ذاته ظلم است ، مثلا پاداش دادن به مطیع و کیفر دادن به عاصی فی حد ذاته عدل است و " خدا عادل است ة یعنی به مطیع پاداش میدهد و به عاصی کیفر ، و محال است که بر ضد این عمل کند . کیفر دادن به مطیع و پاداش دادن به عاصی فی حد ذاته ظلم است محال است که خدا مرتکب آن گردد . همچنین مجبور ساختن بنده به معصیت و یا مسلوب القدرش خلق کردن او و آنگاه خلق معصیت به دست او و آنگاه کیفر دادن او ظلم است و هرگز خدا ظلم نمیکند ، ظلم بر خدا قبیح است و جایز نیست و بر ضد شؤون خدائی او است . ولی اشاعره معتقدند هیچ کاری فی حد ذاته عدل نیست ، و هیچ کاری فی حد ذاته ظلم نیست ، آنچه خدا بکند عین عدل است . فرضا خداوند به مطیعان کیفر بدهد و به عاصیان پاداش ، عین عدل است . همچنین اگر خداوند بندگانرا مسلوب القدرش خلق کند و آنگاه معصیت را به دست آنها جاری سازد و بعد هم آنها را عقاب کند ، فی حد ذاته ظلم نیست . اگر فرض کنیم خداوند چنین کند باز عین عدل است " آنچه آن خسرو کند شیرین بود " . معتزله به همین جهت که طرفدار عدلند ، منکر توحید در افعالند ، میگویند لازمه توحید افعالی این است که بشر خود خالق افعال خود نباشد ، بلکه خدا خالق افعال او باشد ، و چون میدانیم بشر در آخرت از طرف خداوند پاداش و کیفر میگیرد پس اگر خداوند خالق افعال بشر باشد و در عین حال به آنها پاداش و کیفر برای کارهایی بدهد که خود نکردهاند بلکه خود خدا کرده است ، ظلم است و بر ضد عدل الهی است . معتزله توحید افعالی را بر ضد اصل