آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
شده است .
اپیکور ، لذات را به متحرک و ساکن ، و یا فعال و منفعل تقسیم میکند .
مقصودش از لذات متحرک یا فعال ، لذاتی است که انسان در اثر گرایش و
تحصیل چیزی به دست میآورد . اینگونه لذات معمولا ناشی از یک درد است و
به دنبال خود نیز درد و رنج و لااقل فرسودگی و خستگی میآورد . مثل لذت
غذا خوردن ، یا لذت جنسی ، یا لذت جاه و مقام . ولی لذت ساکن همان
حالت آرامشی است که از نبودن رنج پدید میآید ، مثل لذت سلامت . اپیکور
لذت ساکن را توصیه میکند نه لذت متحرک را . اپیکور همواره به سادگی
توصیه میکند و از این جهت فلسفهاش به فلسفه کلبیون نزدیک میشود .
میگوید :
" در حالی که به آب و نان ، روز میگذارم ، تنم از خوشی سرشار است ،
و بر خوشیهای تجمل آمیز آب دهان میاندازم ، نه به خاطر خود آن خوشیها
بلکه به خاطر سختی هایی که در پی دارند " [١] .
فلسفه اپیکور ، هر چند به نام فلسفه لذت معروف شده است ، ولی در
حقیقت این فلسفه ، فلسفه ضد رنج است ، یعنی او خیر و فضیلت را در کم
کردن رنج میداند . بنابر این اینکه میگویند : " او فضیلت را در حزم در
جستجوی لذت میداند " ، باید گفت : " او فضیلت را در حزم در کاهش
رنج میداند " .
اپیکور میگوید :
[١] تاریخ فلسفه غرب ، ج ١ ، ص . ٤٧٣