آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
کالاهای این جهان دور نگهدارد و جهان را عملا رها سازد . در حقیقت شعار آنها را باید در این مصراع ناصر خسرو جست : " رهائیت باید رها کن جهان را " . متقدمان از کلبیان ، از قبیل انتیس تنس و دیوژن اگر چه سادگی و بی نیازی را توصیه میکردند ، درستکاری را کنار ننهاده بودند ، ولی متأخران آنها نسبت به همه چیز لاقید و سهل انگار شده بودند حتی اصول درستکاری . بی اعتنائی به همه انسانها و همه اصول و همه عواطف را داخل در مفهوم استغنا و آزادگی کرده بودند . از مردم قرض میگرفتند و نمیدادند . با زبان مردم را آزار میدادند . لهذا تدریجا کلمه " کلبی " مفهوم " سگ منشی " به خود گرفت . کلبیان روش اخلاقی و در حقیقت حکمت عملی خود را از سادگی آغاز کردند و تدریجا به بی غمی و بی عاطفگی و متأثر نشدن در غم خویشان و دوستان کشید و بالاخره به رفتاری ددمنشانه در مورد دیگران منتهی شد . در جوهر اخلاق کلبی ، تا آنجا که به " استغناء نفس " مربوط میشود ، عنصری درست میتوان یافت ، ولی آنجا که به نام " استغناء نفس ة عواطف و احساسات لطیف انسانی نفی میشود و کم کم رفتارهای ضد عاطفی مجاز شمرده میشود ، و آنجا که از " استغناء نفس " به عنوان گریز از جامعه و مبارزه با تمدن تعبیر میشود ، مسلما عناصری نادرست در این مکتب راه یافته است . مجموعا فلسفههائی از قبیل فلسفه اخلاقی کلبی در هر جامعه رخنه کند ، مسلما لطمه عظیم وارد میآورد .