آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
فیلسوفان قادر به شناخت خیر میباشند .
خیر برای همه ، اعم از زن و مرد ، و پیرو جوان ، عالم و عامی ، فرد و
جامعه یکی است . پس اخلاق برای همه یکی است و یک فرمول دارد .
برای عمل به خیر ، شناختن آن کافی است . افلاطون و استادش سقراط
معتقدند برای عمل به مقتضای خیر ، شناختن آن کافی است یعنی امکان ندارد
که انسان ، کار نیک را بشناسد و تشخیص دهد و عمل نکند . علت عمل نکردن
، جهالت است . پس برای مبارزه با فساد اخلاق ، جهل را باید از بین برد
و همان کافی است . از اینرو سقراط معتقد است که سر منشأ همه فضائل ، ة
حکمت " است ، بلکه هر فضیلتی نوعی حکمت است . مثلا " شجاعت ة
عبارت است از معرفت اینکه از چه باید ترسید و از چه نباید ترسید ، ة
عفت " عبارت است از دانستن اینکه چه اندازه رعایت شهوات نفسانی
بشود و چه اندازه جلوگیری شود ، " عدالت " عبارت است از دانستن اصول
و ضوابطی که باید در روابط با مردم رعایت شود . [١]
از نظر افلاطون اگر کسی فیلسوف بشود ، جبرا و قطعا خوب خواهد بود ،
محال است که کسی واقعا فیلسوف باشد و فاقد اخلاق نیک باشد ، چون بد
بودن از نادانی است .
بر نظریه افلاطون ایرادهائی وارد کردهاند :
یکی اینکه افلاطون ، خیر را یک امر واقعی و مستقل از ذهن انسان دانسته
نظیر امور ریاضی و طبیعی ، یعنی همانطور که دائره یا مثلث ، مستقل از
ذهن ما وجود دارد ، و ذهن ما فقط آن را کشف میکند ،
[١] سیر حکمت در اروپا ، ج ١ ، احوال سقراط .