آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
که جمهوری افلاطون " بد " است . اما کسی که موافق تراسیماخوس باشد
خواهد گفت : بحث بر سر اثبات یا رد نیست ، بحث فقط بر سر این است
که آیا شما " دوست دارید " یا نه ؟ اگر دوست دارید برای شما خوب
است ، اگر دوست نمیدارید برای شما بد است . اگر عدهای دوست بدارند و
عدهای دوست ندارند ، نمیتوان به موجب " دلیل " حکم کرد ، بلکه باید
به زور متوسل شد ، یا زور آشکار و یا زور پنهان " [١] .
خلاصه سخن راسل این است که مفهوم خوب و بد ، بیان کننده رابطه میان
شخص اندیشنده و شیء مورد جستجو است . اگر رابطه ، رابطه دوست داشتن
باشد ، آن شیء را " خوب " میخوانیم ، و اگر رابطه ، رابطه نفرت داشتن
باشد ، آن را " بد " میخوانیم ، و اگر نه دوست داشتن باشد و نه نفرت
داشتن ، آن شیء نه خوب است و نه بد .
و هر گاه یک معنی و یک مفهوم بر شیئی خاص از آن نظر صدق کند که
اضافه و رابطه با شیء خاص دیگر دارد ، آن معنی و مفهوم نمیتواند کلیت و
اطلاق داشته باشد .
پاسخ راسل این است که اولا باید ریشه دوست داشتن را به دست آوریم که
چرا انسان چیزی را دوست میدارد و چرا چیزی را دوست نمیدارد . انسان
چیزی را دوست میدارد که آن چیز برای حیات او ( ولو از جنبه خاص ) مفید
و نافع باشد . به عبارت دیگر : طبیعت همواره به سوی کمال خود میشتابد ،
و برای اینکه انسان را در آنچه وسیله اختیار و اراده صورت میگیرد وادار
به کار و عمل نماید ، شوق و علاقه و دوستی را در او تعبیه کرده است ،
همچنانکه مفهوم " باید " و
[١] همان کتاب ، ص . ٢٤٤