آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
انسانی خود برسند . پس آنچه برای فرد خیر و کمال است ، برای جامعه و در
حقیقت برای افراد دیگر سود و فائده است . خیر و کمال فردی مستلزم سود و
نفع اجتماعی است .
ب : نظریه دوم که میتوان ابراز داشت این است که راستی و درستی و
عدالت و امثال اینها ، هر چند عام و مطلقند ، ولی خود آنها هدف نیستند
. آنچه در مورد این گونه اندیشههای بشری هدف است ، خیر دیگران است ،
خواه این هدف آگاهانه باشد یا غیر آگاهانه . انسان بدون آنکه خود خواسته
باشد یا آگاه باشد ، اجتماعی آفریده شده است . یعنی انسان دارای دو نوع
هدف است و به دو نوع کار تمایل ذاتی دارد و از دو نوع کار لذت میبرد .
یکی کارهایی که او را به هدفها و سودها و کمالهای فردی خودش میرساند .
نوع دیگر کارهایی که نتیجهاش رسیدن افراد دیگر است به مقاصد و اهداف و
نیازهای خودشان . پس انسان بالفطره به حسب ساختمان ذهنی و ساختمان
تمایلات و عواطف و احساسات خود ، هم در خدمت خود است و هم در خدمت
افراد دیگر . آنچه حکمت عملی نامیده میشود ، از نظر اینکه یک سلسله
بایدها برای وصول به یک سلسله مقصدها و هدفها است ، با سایر " باید ة
ها و " نباید " ها فرقی ندارد ، فرقی که هست در ناحیه هدفها و مقصدهای
انسانی است . بعضی مقصدها و هدفها ، غایات کمالی خود فردند و بعضی دیگر
غایات کمالی افراد دیگر [١] . آنجا که به افراد دیگر مربوط
[١] به عبارت بهتر ، متعلق بایدهای اخلاقی ، با متعلق سایر بایدها ، فی حد ذاته فی نفسه تفاوتی ندارد . از این نظر مثلا فرقی میان خوردن و خدمت نیست ، تفاوت در وجود لغیره و اضافی این افعال است که تا آنجا که به خود مربوط میشود ، عادی است و آنجا که به غیر مربوط میشود ، عالی است . از یک نظر ، ملاک اخلاقی بودن ، برای غیر بودن است ، و از یک نظر ، ملاک اخلاقی بودن ، کلی بودن و برای انسان بودن است .