آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
به وی دست میدهد . در این هنگام میان دو نظر مردد است : نظری به حق ، و نظری به خود ، مانند کسی که در آینه مینگرد گاهی در صورت منعکس در آینه دقیق میشود و گاهی در خود آینه که آن صورت را منعکس ساخته است . ثم انه لیغیب عن نفسه فیلحظ جناب القدس فقط ، و ان لحظ نفسه فمن حیث هی لا حظة لا من حیث هی بزینتها . و هناک یحق الوصول . در مرحله بعد ، خود عارف نیز از خودش پنهان میگردد ، خدا را میبیند و بس . اگر خود را میبیند از آن جهت است که در هر ملاحظهای ، لحاظ کننده نیز به نحوی دیده میشود ، درست مانند آینه که در حالی هم که توجه به صورت است و به آینه توجهی نیست باز نظریه به صورت مستلزم نظر به آینه هست هر چند مستلزم توجه به او و دیدن کمالاتش نیست . در این مرحله است که عارف به حق واصل شده و سیر عارف از خلق به حق پایان یافته است . این بود که خلاصهای از قسمتی از نمط نهم " اشارات " . نکتهای که لازم است یاد آوری شود این است که عرفا به چهار سیر معتقدند : سیر من الخلق الی الحق ، سیر بالحق فی الحق ، سیر من الحق الی الخلق بالحق ، سیر فی الخلق بالحق . سیر اول از مخلوق است به خالق . سیر دوم در خود خالق است ، یعنی در این مرحله با صفات و اسماء الهی آشنا میشود و بدانها متصف میگردد . در سفر سوم بار دیگر به سوی خلق باز میگردد بدون آنکه از حق جدا شود ، یعنی در حالی که با خدا است به سوی خلق برای ارشاد و دستگیری و هدایت باز میگردد . سیر چهارم سفر در میان خلق است با حق .