حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - مصلح جهانى در منابع حديث اهل تسنّن
جاودان در زمينه آن تنظيم كردهاند.
و حربههايى چون «حقوق بشر» و اصل «آزادى انسانها در تعيين سرنوشتشان» بيشتر براى كوبيدن رقبا است؛ به همين دليل، موقعى كه پاى دوستانشان به ميان مىآيد اين حربهها كند مىشود؛ و به خاطر همان دوستى و اشتراك منافع از اجراى اين اصول معاف مىگردند!
آيا اين سيستمهاى اجتماعى و اين گونه ابرقدرتها مىتوانند پرچم آزادى و عدالت را در جهان به اهتزاز در آورند و آيا ميان ابرقدرتها فرقى وجود دارد!
تكليف «ابرقدرتهاى سرمايهدارى» و ظلم و ستم و استعمارشان ناگفته روشن است و نيازى به بحث ندارد.
امّا ابرقدرتهاى چپ: آنها براى تعميم و بسط عدالت در ميان تودههاى زحمتكش و ساختن يك جامعه بدون طبقات تمام قدرتها را كوبيده و در چند نفر- يعنى گردانندگان تنها حزبشان- متمركز ساختهاند.
هزاران فئودال بزرگ و كوچك را در كوره انقلاب «پرولتاريا» ذوب كرده، و از آن چند فئودال بزرگ ريختهاند كه سر نخ تمام حركات سياسى و اقتصادى محيطشان را در دست دارند.
آنچنان سانسور شديدى بر محيط مسلّط كردهاند كه حتّى مجال انديشيدن بر خلاف آنچه اين رهبران مىخواهند، يا مىانديشند، از خلقها سلب شده!
اصولى را كه زائيده مغز بشر متحوّل متغيّر و در مسير تكامل است به