حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - انقلاب يا اصلاحات تدريجى
تعبير ديگر، در «رفورمها» الگوها و ضوابط همان الگوها و ضوابط پيشين هستند و اين در آنجا به درد مىخورد كه الگوها سالم مانده باشند، در غير اين صورت به «نقش ايوان» پرداختن ثمرى ندارد چه اينكه «خانه از پاى بست ويران است». در اينجا بايد به سراغ الگوهاى جديد رفت و مسائل زير بنايى را در مسير دگرگونى مورد بررسى مجدّد قرار داد.
٢- اصلاحات تدريجى غالباً از طرق مسالمتآميز مايه مىگيرد و تكيه خود را در بسيارى از موارد تنها روى «منطق» قرار مىدهد، و اين در حالى اثر دارد كه آمادگى فكرى و زمينهاى در اجتماع باشد ولى آنجا كه اين زمينهها وجود ندارد، بايد از منطق انقلاب كه منطق «قدرت» است استفاده كرد؛ اگر چه در «تحوّلهاى انقلابى» نيز منطق نقش مؤثّرى دارد، ولى ضربه نهايى را «قدرتهاى انقلابى» وارد مىكنند.
استفاده كردن از روشهاى غير انقلابى در جوامعى كه فساد در عمق آنها نفوذ كرده، سبب مىشود كه عناصر اصلى فساد از موقعيّت استفاده كرده، خود را در برابر «اصلاح طلبان» مجهّز سازند، و در برابر سلاحهاى آنها به «وسائل خنثىكننده» و «بازدارنده» مجهّز گردند؛ درست همانند ميكربهاى نيرومندى كه در برابر استعمال تدريجى «دارو» مصونيّت پيدا كرده و به كار خود ادامه مىدهند؛ و جز در يك حمله برقآسا با داروهاى قوى از ميان نخواهد رفت!
٣- در جامعههايى كه فساد به ريشه نفوذ كرده، عناصر قدرتمند ضدّ اصلاح، تمام مراكز حسّاس اجتماع را در دست دارند و به آسانى