مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٦٦

ابوجهل گفت: بسيار خوب؛ولى چه كسى مى تواند با اوبحث كند؟ عبداللّه بن ابى اميّه پاسخ داد : من. آيا تو مرا به عنوان همتاى نيرومند در بحث ، قبول ندارى ؟ ابوجهل گفت : چرا . همگى با هم به طرف پيامبر حركت كردند. عبداللّه شروع به سخن كرد و گفت : محمّد! تو ادّعاى خيلى بزرگى مى كنى و گفتار حيرت انگيزى دارى . مى پندارى كه فرستاده آفريدگار جهانى؛ ولى [ به نظر من ]براى آفريدگار جهان شايسته نيست كه كسى مانند تو را براى رسالت انتخاب كند؛ زيرا تو هم مانند ما بشرى هستى كه مى خورى و مى آشامى و در بازارها راه مى روى . [١] نگاه كن ، ببين پادشاه روم و ايران ، براى سفارت ، كسى را انتخاب مى كنند كه داراى ثروت كلان و موقعيت اجتماعى فوق العاده، صاحب كاخ ها، خانه ها،خيمه ها و مالك چندين برده و خدمتكار باشد. آفريدگار جهان، كه از اين شاه هامهم تراست واينها بنده هاى او هستند! بنابراين ، او تو را با اين فقر و تنگدستى به عنوان پيامبر انتخاب نمى كند و با اين وضع ، اگر تو سفير او بودى ، حتماً فرشته اى همراهت مى فرستاد تا ادّعاى تو را تصديق كند و ما آن فرشته را مى ديديم . [٢]


[١] اشاره است به : «وَ قالوا ما لِهذا الرسول يَأكُلٌ الطعام و يمشى فى الأسواق» (فرقان ، آيه ٧ ).[٢] اشاره است به : «لولا اُنزِل إِليه مَلَكٌ فيكونَ مَعَهُ نذيراً» (فرقان ، آيه ٧ ).