مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٣٣

سپس رو به قبله كرد و به سجده افتاد . نوفلى مى گويد : وقتى متكلّمين ، كيفيت مناظره و تسليم شدن عمران را مشاهده كردند ، با توجّه به اين كه او كسى بود كه تا كنون هيچ كس در فنّ مناظره بر او پيروز نشده بود، هيچ كدام جرأت بحث كردن با امام را پيدا نكردند . بنابراين ، مجلس پايان يافت و مردم ، متفرق شدند . من با گروهى از ياران بودم كه محمّد بن جعفر به دنبال من فرستاد. پيش او رفتم. او به من گفت : نوفلى! ديدى كه دوستت امروز چه كرد ؟ به خدا سوگند ، گمان نمى كردم كه على بن موسى بتواند اين گونه بحث كند، و تا كنون ما او را اين گونه نشناخته بوديم! مگر در مدينه درس كلام [١] مى گفت ، يا اهل كلام نزد او جمع مى شدند ؟ گفتم : مردم هنگام حج رفتن نزد او مى آمدند و مسائلى از حلال و حرام سؤال مى كردند، و گاه مى شد كه با كسى كه مى آمد ، مناظره [ ى كلامى ]مى كرد . محمّد بن جعفر گفت : من مى ترسم كه اين مرد (مأمون) به وى حسد برد و او را مسموم كند، يا بلاى ديگرى بر سرش آورد. به او بگو كه در اين گونه مجالس شركت نكند . گفتم : از من نمى پذيرد، و تنها هدف اين مرد (مأمون ) ، اين بود كه او را بيازمايد كه آيا چيزى از دانش پدرانش نزد او هست ، يا خير .


[١] علم كلام، علمى است كه در آن از ذات و صفات خدا، واحوال ممكنات بر اساس مبانى اسلام بحث مى شود ؛ ولى ظاهراً در اين جا مراد ، اعم از اين معناست .[٢] بحارالأنوار ، ج ١٠ ، ص ٢٩٩ ـ ٣١٨ (به نقل از : التوحيد ، صدوق ، ص ٤٢٨ ـ ٤٥٧ و عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ص ١٠٠٨٧ و الاحتجاج ، طبرسى ، ص ٢٢٦ ـ ٢٣٣) .