مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦
.امام عليه السلام : نباشد و قابل لمس كردن، يا بوييدن و يا چشيدن نباشد ، وجود ندارد و چون وجود ندارد ، قابل پرستش نيست ؟
ابوشاكر : آرى؛ مطلب من همين است .
حركت خون
.امام عليه السلام : آيا تو صداى حركت خون را در بدن خود مى شنوى ؟
ابوشاكر : نه! مگر خون در بدن حركت دارد ؟
.امام عليه السلام : آرى. آيا تو بوى حركت خون را در بدن خود استشمام مى نمايى ؟
ابوشاكر : خير .
.امام عليه السلام : خون ، هر چند دقيقه يك بار در تمام بدن تو حركت مى نمايد و اگر حركت خون به مدّت چند دقيقه در بدن تو متوقف شود ، خواهى مُرد .
ابوشاكر : من نمى توانم حركت خون را در بدنم بپذيرم .
.امام عليه السلام : آنچه تو را از پذيرفتن حركت خون در بدن جلوگيرى مى كند، جهل (نادانى) است و عيناً همين جهل است كه مانع از پذيرفتن خداى يگانه مى گردد .
فعاليت سلولهاى زنده
.امام عليه السلام : آيا تو از مخلوقاتى كه خداوند آفريده و آنها را در بدن تو