مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٤١

.امام عليه السلام : موسى با ديدن اين منظره ، با شگفتى گفت : پاك است آن خدايى كه هيچ جا از او خالى نيست و به جايى نزديك تر از جاى ديگر نيست» .

پس از نقل اين داستان، دانشمند يهودى گفت : گواهى مى دهم كه آنچه گفتى ، كاملاً صحيح است و تو ، به جانشينى پيامبرت سزاوارترى . [١]

نظير اين داستان

انس بن مالك مى گويد : پس از درگذشت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يك نفر يهودى براى تحقيق درباره اسلام به مدينه آمد و از مردم خواست كه او را به كسى كه بتوانداز عهده پاسخ سؤال هاى او برآيد،راهنمايى كنند. مردم ، ابوبكر را به او معرفى كردند . مرد يهودى پيش ابوبكر آمد و گفت : پرسش هايى دارم كه جز پيامبر و يا وصىّ او نمى داند . ابوبكر : هرچه مى خواهى ، بپرس . مرد يهودى : آن چيست كه خدا ندارد؟ آن چيست كه نزد خدا نيست ؟ و آن چيست كه خدا نمى داند ؟ ابوبكر ، عصبانى شد و به وى گفت : «اين سؤال هاى مردمِ بى دين است» و تصميم به كشتن او را گرفت. ساير مسلمانان حاضر نيز كيفر آن مرد را كشتن مى دانستند . ابن عباس كه در آن جا حاضر بود گفت درباره اين مرد، بى انصافى كردند .


[١] الاحتجاج ، طبرسى ، ج ٢ ، ص ٣١٣ .