مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩
پى برد. بنابراين به دليل اين كه ما با هيچ يك از حواس نمى توانيم خدا را درك كنيم، خدايى وجود ندارد . ممكن است بگويى : هر چند انسان نمى تواند با حواس پنجگانه خدا را درك كند، ولى با حواس باطنى مى تواند به وجود او پى ببرد . اين سخن هم درست نيست؛ زيرا استفاده [از حواس باطنى ، ]وابسته به استفاده از پنج حس ظاهرى است. اگر توانستى در ذهن خود چيزى را مجسّم كنى كه در تجسّم آن ، يك يا چند حس ظاهرى دخالت نداشته باشد! وقتى تو شكل يك دوست غائب را در ذهن خود مجسّم مى كنى، اگر حس بينايى تو نباشد ، امكان ندارد او را ببينى و اگر حس شنوايى تو نباشد ، امكان ندارد صدايش را بشنوى . وقتى دست او را در دست مى گيرى ، از حس لامسه خود استفاده مى كنى، و گرنه نمى توانى در باطن، دست او را لمس كنى . پس تمام احساسات باطنى ، وابسته به احساسات پنجگانه ظاهرى است و هرگاه اين احساسات نباشد، هيچ چيز قابل درك نيست. بنابراين اگر بگويى : من خدا را با احساسات باطنى درك مى كنم، من گفته تو را نمى پذيرم . ممكن است بگويى : كه خداوند را با عقل درك مى كنم ، نه با حس ظاهر و باطن . اين هم درست نيست؛ زيرا عقل هم بدون حواس پنجگانه