مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩
.امام عليه السلام : عقيده نداشته اند ، اين است كه آفريدگار را به نامى غير از «اللّه ( خدا ) » خوانده اند ، و گرنه حتى آنهايى كه به طور كلّى خدا را انكار كرده اند ، باز در حكمت خود، به مبدأى عقيده دارند و نمى توانند از عقيده داشتن به مبدأ ، بى نياز باشند . [١]
انكار خدا از نادانى است
.امام عليه السلام : انكار آفريدگار از نادانى است و نه دانايى . انسان عاقل ، اگر تنها براى چند دقيقه، نظام بدن را در نظر بگيرد، مى فهمد كه اين نظامِ بى كم و كاست و دائمى ، يك ناظم دارد و همان كس كه اين جهان را به وجود آورده ، ناظم آن است . اى ابوشاكر! تو به من گفتى كه تو و من، هر دو ، خداى خود را مى سازيم و منظورت از اين گفته ، اين بود كه خداى ما به وسيله خود ما ساخته مى شود، با اين تفاوت كه تو خداى خود را با ابزار نجّارى با چوب مى سازى و يا با ابزار حجّارى از سنگ مى تراشى و من ، خداى خود را از انديشه ام به وجود مى آورم .
[١] نهايت چيزى كه مادّيين مى گويند ، اين است كه : موجودى به نام مادّه يا انرژى ، هميشه در جهان وجود داشته كه مبدأ هستى با شكل فعلى گرديده است. بنابراين ، مادّيين نيز به «خدا» ، يعنى موجودى كه هميشه وجود داشته و جهان هستى را با شكل فعلى به وجود آورده ، معتقد هستند . چيزى كه هست ، مى گويند پديدآورنده جهان هستى با اين شكل علمى و حساب شده ، موجودى فاقد عقل و شعور و اراده به نام «انرژى » است . بنابراين ، تفاوت خداپرست و مادّى ، در اين است كه اوّلى معتقد به خدايى با شعور و اراده ، و دومى معتقد به خدايى بى شعور و اراده (مادّه يا انرژى ) است ، هر چند هر دو معتقد به خدايند .