مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
داستان از زبان امام طبيبى بود اهل يكى از شهرهاى هندوستان ، كه زياد پيش من مى آمد و هميشه درباره عقيده خود با من بحث مى كرد . در يك روز در حالى كه مشغول كوبيدن هليله اى [١] بود تا براى ساختن دارو آماده شود ، باز سخن هاى گذشته را پيش كشيد . متن مناظره طبيب : جهان هميشه بوده و هميشه خواهد بود؛ درختى مى رويد و درختى از بين مى رود ، و يك نفر متولّد مى شود و ديگرى مى ميرد. و چنين پنداشت كه هيچ گونه دليلى ، ادّعاى مرا در مورد شناخت خدا تأييد نمى كند و اين عقيده ، سنّتى است كه از پيشينيان به ما ارث رسيده و كوچك ترها به تقليد از بزرگ ترها ياد گرفته اند و تنها راه شناخت موجودات گوناگون ، حواس پنجگانه است . سپس گفت : با توجّه به اين كه تنها راه شناخت ، حس است ، شما از چه راهى براى شناخت خدا استفاده مى كنيد؟
.امام عليه السلام : از راه عقل و دليل هاى عقلى .
طبيب : عقل بدون حواس پنجگانه هيچ چيز را نمى تواند درك
[١] هليله (به فتح هاء و كسر لام) ، ثمر درختى است كه در هندوستان مى رويد . درخت آن بزرگ ، برگ هايش باريك و دراز ، ثمر آن خوشه دار و به اندازه مويز ، و رنگش زرد يا سياه است. در طب به كار مى رود. به آن در عربى ، اهليلج مى گويند (ر. ك : فرهنگ عميد) .