مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٣٢

طبيب ـ كه كاملاً در پاسخ درمانده بود، گفت ـ : من نمى توانم بفهمم كه عقل ، چيزى را بدون حواس درك كند . در اين جا امام چون ديد كه طبيب ، خيلى علاقه مند است تا از راه حسْ خدا را درك كند ، به طور مشروح بيان مى فرمايد كه چگونه عقل از راه حواس پنجگانه با مطالعه پديده هاى هستى مى تواند به وجود خدا پى ببرد، و سپس در توضيح اين معنا كه روح ( مركز عقل ) بدون حواس پنجگانه مى تواند ادراكاتى داشته باشد ، چنين مى فرمايد :

.امام عليه السلام : آيا خواب ديده اى كه مشغول خوردن و آشاميدنى ، به طورى كه احساس لذّت كنى ؟

طبيب : آرى .

.امام عليه السلام : آيا خود را در خواب در حال خنده يا گريه و يا در حال گردش در شهرهايى كه قبلاً ديده اى يا اصلاً آنها را نديده اى، مشاهده كرده اى، به طورى كه مشخّصاتى را كه از آن شهرها مى دانى ، در خواب ببينى ؟

طبيب : آرى، بى اندازه .

.امام عليه السلام : آيا يكى از اقوام و خويشاوندان خود را كه مرده است ، در خواب ديده اى كه مانند پيش از مرگ ، آنها را بشناسى؟

طبيب : آرى ، خيلى زياد .

.امام عليه السلام : در حال خواب ، عقل تو به كمك كدام يك از حواس، مرده ها را شناخته و با آنها سخن گفته و از غذاى آنها خورده، و [ يا ]در