مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١١٤

كردن امام رضا عليه السلام به مركز و راه دادن اوبه دستگاه خلافت، امام را در ذهن توده بى اعتبار نمايد و موضعگيرى امام وپيروان اورا در برابر حكومت وقت ، تباه سازد . امام كه كاملاً از نقشه خطرناك مأمون آگاه بود، با ابتكار خاصى تمام نقشه هاى اورا نقش بر آب ساخت وبر خلاف آنچه مأمون پيش بينى مى كرد ، روز به روز بر محبوبيت امام در جامعه و گرايش توده مسلمان وغير مسلمان به اوافزوده مى شد . روزى ، مأمون به نظرش رسيد كه بزرگ ترين دانشمندان مكتب هاى مختلف آن عصر را به طوس دعوت كند و مجلسى تشكيل دهد كه آنها با امام رضا عليه السلام بحث كنند تا شايد از اين راه بتواند از شُكوه علمى امام بكاهد . شخصى به نام «نوفلى » مى گويد : روزى خدمت امام بودم و با او مشغول صحبت بوديم كه ياسر ، سرپرست كارهاى امام ، وارد اطاق شد و پيام مأمون را خدمت امام عرض كرد كه : «دانشمندان فِرَق ، اديان و مكتب هاى گوناگون از تمام ملت ها پيش من آمده اند . چنانچه صلاح مى دانيد با آنها گفتگو كنيد، فردا اين جا تشريف بياوريد ، و گرنه مزاحم نمى شويم . اگر هم مايل باشيد ، ما خدمت برسيم» . امام پاسخ داد : بگو : مقصودت را مى دانم و فردا به خواست خدا خودم خواهم آمد .