مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٩٩

.امام عليه السلام : وجود آمدن جهان نيست ؛ زيرا اگر علت ديگرى وجود داشت كه آن علت خدا را وادار مى نمود تا جهان را بيافريند، همان علت جاى خداى را مى گرفت و يك خداى مجبور را نمى توان خدا دانست .

جابر : آيا ممكن است علتى وجود داشته باشد كه خداوند به آن علت ، جهان را آفريده است بدون اين كه آن علت ، خداوند را مجبور كرده باشد ؟ فرضاً خداوند براى اين كه قدرى قدرت خود را تماشا كند ، در صدد آفريدن جهان برآمده و جهان را از اين جهت آفريده باشد كه از آفرينش خود لذت ببرد .

.امام عليه السلام : تماشا كردن و لذت بردن از كارى كه به انجام رسيده، از خصوصيات طبيعت ما انسان هاست و هر دو ، ناشى از نياز است. ما چون نيازمنديم كه روح خود را شاد نماييم ، ما چون نيازمنديم كه لذت ببريم، وقتى كارى را به پايان مى رسانيم ، در ديده ما لذتبخش جلوه مى كند؛ ولى خداوند ، بى نياز است . از اين گذشته ، قسمت زيادى از لذائذ ما مستقيم يا غير مستقيم از جسم ما ناشى مى شوند و خداوند ، جسم ندارد .

جابر : آيا لطف و كَرَم خداوند ، علت آفرينش نيست ؟ بنابراين ، همان اشكال سابق ، به گفته شما هم وارد است .

.امام عليه السلام : چرا؛ ولى يك علتِ الزامى نيست؛ يعنى علتى نيست كه خداوند را مجبور به آفرينش جهان نموده باشد و چون علت الزامى