مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٩٥

جابر : زندگى من در شكم مادر ، بسيار كوتاه و از نُه ماه تجاوز نمى كرد .

.امام عليه السلام : شايد آن مدّت نُه ماهى كه در شكم مادر بودى، براى تو بيش از مدّت هشتاد يا نود سالى كه در اين جهان به سر خواهى برد ، جلوه كرده است ؛ چون زمان، نسبت به تمام افراد در تمام احوال، به يك ميزان نيست و هر كس با قدرى توجّه ، اين موضوع را در زندگى خود، يافته است . من اطمينان دارم كه گاهى چند ساعت بر تو ، طورى با سرعت گذشته كه گويى يك ساعت بوده است و گاهى يك ساعت، آن قدر براى تو طولانى شده كه گويى چند ساعت بر تو گذشته است . [١] تو در شكم مادر ، يك انسان زنده و كامل به شمار مى آمدى و داراى شعور بودى و به اين جهت شايد آرزوهايى داشتى و فعلاً از آن خاطرات ، كمترين چيزى به ياد ندارى، تو كه مردى دانشمند هستى ، فكر نمى كنى كه خارج شدنت از شكم مادر و وارد شدنت به اين جهان شايد يك نوع مرگ بوده است ؟ آيا به ياد نمى آورى كه در شكم مادر ، مايل بودى براى هميشه


[١] بر اين اساس ، ده قرن قبل از دانشمندانى چون : بكرل فرانسوى ، انيشتين آلمانى ، و هاوارد هبنتون انگليسى و نيز ساير طرفداران نظريّه نسبيت ، امام ششم عليه السلام در يافته بودند كه زمان ، نسبى است و ما در زندگى معمولى، نسبى بودن زمان را بخصوص در حال خواب ديدن درك مى كنيم و گاهى خوابى مى بينيم كه در حال رؤيا بيش از چند سال طول مى كشد و بعد از اين كه از خواب بيدار مى شويم ، مى فهميم كه بيش از ساعتى نخوابيده بوديم (م) .