مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٧٥

عبداللّه : نه .

.پيامبر صلى الله عليه و آله : به همين دليل ، خانه هاى زرّين ، دليل نبوّت محمّد هم نمى شود و محمّد ، نادانى تو را غنيمت نمى شمرد تا به اين گونه دليل ها نبوّت خود را ثابت كند . و اما در مورد درخواست ششم (بالا رفتن به آسمان) ، بالا رفتن به آسمان از پايين آمدن مشكل تر است و تو گفتى اگر من به آسمان هم بالا روم ، ايمان نمى آورى. وقتى بالا رفتنم سبب ايمان تو نشود، بازگشتم نيز همان طور است . علاوه بر اين ، تو گفتى : «بايد نامه اى هم از خدا بياورى و پس از انجام دادن تمام درخواست ها باز هم نمى دانم رسالت تو را مى پذيرم يا نه» . بنابراين به اعتراف خودت، تو آدم لجبازى هستى كه حتى با روشن شدن حقيقت ، حاضر به پذيرفتن آن نيستى. پس تنها داروى شفابخش تو شمشير مجاهدين است ... خداوند براى پاسخ تمام سؤال هاى تو ، يك جمله به من وحى كرد كه : قُلْ سُبحانَ رَبّى هَلْ كُنْتُ إِلاّبَشَراً رَسُولاً؛ [١] بگو : منزه است خداى من. من فقط انسانى فرستاده خدا هستم . از ساحت قدس پروردگارم ، دور است كه به خواسته هاى افراد


[١] اسراء ، آيه ٩٣ .[٢] بحار الانوار ، ج ٩ ، ص ٢٦٩ ـ ٢٨٠ (با تلخيص ).