مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦
.امام عليه السلام : امور جهان وضع كرده ، هميشگى باشد و كلّيه اين قواعد بر اساس مصالح اند و قاعده اى وجود ندارد كه در آن ، مصلحتى وجود نداشته باشد .
فلسفه مرگ
.امام عليه السلام : يكى از قواعدى كه در نظر افراد نادان ، بدون مصلحت و حتى زيانبار جلوه مى نمايد ، مرگ است؛ ولى مرگ آدمى ، بر اساس مصلحت است و اگر مرگ نباشد نوع بشرْ منقرض خواهد شد و دانشمندانى كه در قديم، در صدد بر آمدند تا مرگ را از بين ببرند ، اشتباه مى كردند و من به دانشمندان آينده توصيه مى كنم كه در صدد بر نيايند تا مرگ را از بين ببرند . [١] اى ابوشاكر! چند لحظه فكر كن. فرضاً مرگ [طبيعى ]وجود ندارد و آدمى مى داند كه هميشه زنده خواهد بود. در اين صورت ، ستمگران در صدد برمى آيند كه اموال ديگران را تصاحب كنند تا در زندگى نامحدود خود ، پيوسته ثروت داشته باشند و چون ضعفا در مقام مبارزه با آنها برآيند، آنها را نابود مى سازند و چون نيرومند بودن، نسبى است، افرادى كه داراى قدرت بيشتر هستند، نيرومندانِ درجه دوم را نابود مى كنند و سپس بين نيرومندانى كه در يك درجه اند ،
[١] فرمايش امام عليه السلام ما را به ياد الكسيس كارل انداخت كه مى خواست مرگ را از بين ببرد و در آن راه ، گام هاى مؤثّرى هم برداشت؛ ولى بعد پشيمان شد و كارهاى مربوط به از بين بردن مرگ را ترك نمود .(م )