مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦
به جان خودم سوگند كه خداوند در شناساندن خود به اين مردم نادان ، كوتاهى نكرده است؛ زيرا آنان نظام شگفت و دقيق آفرينش خويش و آسمان ها و زمين را كه به طور روشن و آشكار بر وجود نظم دهنده آنها دلالت مى كند ، مشاهده مى نمايند . اين گونه مردم ، بايد فلسفه انكار خدا را در وجود خود ، جستجو كنند؛ زيرا آنان مردمى هستند فاسد و مرتكب شونده انواع گناهان و آلودگى ها و هوسرانى ها و مردمى هستند كه به گناه و آلودگى عادت كرده اند و در نتيجه تمايلات ، زمام اختيار از كف آنها ربوده و از بس كه ظلم كرده اند ، شيطان بر آنها چيره شده است. بدين سان خداوند ، شايستگى پذيرش حقيقت را از چنين افرادى سلب مى نمايد . شگفت از آفريده اى كه خيال مى كند خداوند ، قابل شناسايى نيست ، در صورتى كه علائم مصنوع بودن را در خود ملاحظه مى كند و نظام دقيقى در وجود خويش مى بيند كه عقلش را حيران و انكارش را باطل مى نمايد! به جان خودم سوگند ، اگر اين افراد درباره نظام باعظمت آفرينش و پديد آمدن موجودات و تكامل آنها از حقيقتى به حقيقت ديگر و از شكلى به شكل ديگر ، دقّت كنند ، به وجود خالق و نظام دهنده جهان هستى پى مى برند؛ زيرا هر پديده اى داراى تركيب و نظام خاصى است كه بر خالق و مدبّر حكيم آن دلالت مى نمايد . بگذرم! نامه ات به من رسيد و براى پاسخ به آنچه خواسته بودى ، داستان گفتگويى را كه با يكى از منكِران خدا داشتم ، برايت نوشته ام .