مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٢
پيامبر ناسزا مى گويند .
.امام عليه السلام : مردم از من نمى پذيرند .
ابوحنيفه: چگونه ممكن است سخن شما را نپذيرند ، در صورتى كه شما فرزند پيامبر خدا هستيد؟
.امام عليه السلام : تو خودت يكى از همان هايى هستى كه به حرف من گوش نمى دهند . مگر بدون اجازه من داخل خانه نشدى و بدون اين كه بگويم ، ننشستى و بى اجازه شروع به سخن گفتن ننمودى؟ شنيده ام كه تو بر اساس قياس [١] فتوا مى دهى؟
ابوحنيفه : آرى.
.امام عليه السلام : واى بر تو! اوّلين كسى كه بر اين اساس نظر داد ، شيطان بود. وقتى كه خداوند به او دستور داد كه به آدم سجده كند، گفت : «من سجده نمى كنم؛ زيرا مرا از آتش آفريدى و او را از خاك ، و آتش ، گرامى تر از خاك است» . سپس امام براى اثبات بطلان «قياس» ، مواردى از قوانين اسلام را كه بر خلاف اين اصل است ، ذكر نمود .
.امام عليه السلام : به نظر تو ، كشتن كسى به ناحق مهم تر است يا زنا؟
ابوحنيفه : كشتن كسى به ناحق.
.امام عليه السلام : بنابراين اگر عمل كردن به «قياس» صحيح باشد ، پس چرا
[١] قياس ، عبارت است از اين كه حكمى را كه خداوند براى موردى بيان نموده ، بدون اين كه وجود علت آن حكم براى موردى ديگر شناخته گردد، در آن مورد ديگر نيز جارى گردد .