مناظره و گفتگو در اسلام

مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٣٦

امام در اين جا جمله اى فرمود كه بسيار جالب و قابل توجّه است. فرمود :

.أَما إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ سامِرياً وَ هذا سامِرِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ إِلاّ أَنَّهُ لايَقُولُ لا مِساسَ وَ لِكنَّهُ يَقُولُ لا قِتالَ؛

.آگاه باشيد كه هر ملتى يك سامرى دارد [ كه با تزوير خود و با چهره مذهبى خويش ، جامعه را از مسير واقعى منحرف مى كند ]و اين ، سامرى اين امّت است، و تنها تفاوتش با سامرىِ زمان موسى عليه السلام ، اين است كه او مى گفت : «لا مساسَ (كسى با من تماس نگيرد) » [١] و اين مى گويد : «لا قِتالَ (كسى [ با حكومت جنايتكار بنى اميّه ]مبارزه نكند) » [٢] .

پيش بينى امام ، درست از آب در آمد و اين دانشمند ، چنان خدمتى به دستگاه بنى اميّه نمود كه به گفته يكى از محقّقين : اگر زبان حسن بَصْرى و شمشير حَجّاج نبود ، حكومت مروانى در گهواره ، زنده به گور مى شد. مگر نمى بينيد كه حسن ، نشسته و در جلوى او عدّه بى شمارى صف بسته اند و او با مهارتى كه در سخن گفتن دارد، ضمن سخنرانى مى گويد : « پيامبر خدا فرمود : به زمامداران ، ناسزا نگوييد كه آنان اگر نيكى كنند، براى آنها پاداش است و بر شما لازم است كه سپاس


[١] سامرى ، مردى كه پيروان حضرت موسى عليه السلام را به گوساله پرستى دعوت كرد و سبب گمراهى آنها شد. نقل شده كه پس از اين كار ، مبتلا به وسواس شد و هر كه را مى ديد ، وحشت مى كرد و فرار مى نمود و فرياد مى زد : «لامَساس (با من تماس نگير) » .[٢] سفينة البحار ، جلد ١ ، ص ٢٦٢ .