مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٩
نسطاس : چرا ، مى توانم .
.امام عليه السلام : سِفر سوم را بياور و گوش كن تا من بخوانم. اگر به جايى رسيدم كه از محمّد و خاندان و پيروانش ياد شده بود، شما همگى گواهى دهيد، و گرنه هيچ .
.امام عليه السلام در برابر انبوه دانشمندان، سِفر سوم انجيل را از برخواند تا به نام پيامبر رسيد، در اين جا كمى مكث كرد و به دانشمند مسيحى رو نمود و فرمود : اى نصرانى! تو را به حقّ مسيح و مادرش سوگند، فهميدى كه من عالم به انجيل هستم ؟
جاثليق : آرى . سپس امام ، نام محمّد و خاندان و پيروانش را از انجيل قرائت نمود . [١]
.امام عليه السلام آن گاه به جاثليق فرمود : چه پاسخى دارى ؟ يا بايد بگويى كه آنچه خواندم ، انجيل نيست و يا بايد بگويى كه انجيل دروغ است، اما احتمال اوّل كه بطلانش ثابت شد. بنابراين يا بايد به نبوّت محمّد طبق اخبار انجيل اعتراف كنى و يا كشتنت واجب مى شود؛ چون خدا و پيامبر و كتاب خود را منكِر شده اى» .
جاثليق : آنچه را وجودش در انجيل برايم ثابت و روشن شد ، انكار نمى كنم و به آن اعتراف دارم .
[١] براى آشنا شدن كامل با پيشگويى هاى انجيل درباره نبوّت پيامبر اسلام ، ر. ك : أنيس الأعلام ج ٥ ، نوشته يكى از دانشمندان مسيحى كه مسلمان شده است .