مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤ - نظريه ما در خصوص آيه
از طريقى، مانند وحى الهى و يا الهام قلبى از وقت نزول باران و آنچه در رحم است آگاه گردد، با اين تفاوت كه علم خدا ذاتى و ضرورى است و علم پيامبران و اولياى خدا كسبى و امكانى است.
در قسمت هاى چهارم و پنجم، شيوه سخن بيشتر تغيير مى كند و هرگز محور بحث در آنها علم و آگاهى خدا از سرنوشت بشر و يا لفظ مرگ او نيست، بلكه فشار سخن، اطلاع نداشتن هر فردى از سرنوشت و محل مرگ خويش است، چنان كه مى فرمايد:
(وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ مَاذا تَكْسِبُ غَداً);
«هيچ كس نمى داند فردا چه به دست مى آورد.»
(وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْض تَمُوتُ);
«و كسى نمى داند در چه سرزمينى خواهد مرد.»
ولى آگاه نبودن بشر از كارهاى فرداى خويش و يا از محل مرگ خود، مطابق ناموس خلقت است كه هيچ فردى ذاتاً از غيب و از پشت پرده آگاه نيست، ولى اين امر، مانع از آن نمى شود كه خداوند برخى از اولياى خود را از كارهاى فردايش و يا نقطه اى كه در آن جا مى ميرد آگاه سازد.
خلاصه سخن: از نخستين قسمت آيه، آن هم به كمك ديگر آيات قرآن استفاده مى شود كه آگاهى از وقت قيام قيامت از مختصات خداست و جز او كسى از وقت آن آگاه نبوده و نخواهد بود، ولى در چهار فراز ديگر آيه، لحن سخن و شيوه گفتار در آنها اين است كه خدا از وقت نزول باران و از آنچه در ارحام است آگاه است; آگاهى او از اين دو چيز، غير آن است كه اين آگاهى حتى از طريق وحى و الهام به ديگران تعدى نكند.