مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧ - اسلام و موقعيت پدران و مادران
مقصود از اين جمله ، همان دوران باردارى است كه دوران متوسط آن حدود ٢٨٠روز است و حداكثر توقف طبيعى آن ١٠روز، و بالاتر از آن يك امر غير طبيعى محسوب مى شود، و اين ناتوانى بر اثر رشد و نمو جنين است كه عارض مادر مى شود.
تازه با طى شدن دوران حمل، كار مادر به پايان نمى رسد، بلكه بايد دو سال او را شير دهد، چنان كه مى فرمايد: (وَفِصالُهُ فى عامَيْنِ). مفسران مى گويند: مقصود از اين جمله، اين است كه پس از دو سال او را از شير بازگيرد. مؤيد اين تفسير آيه ٢٣٣ سوره بقره است كه صريحاً دستور مى دهد كه مادران دو سال به فرزندان خود شير دهند، چنان كه فرموده:
(وَالوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ);
«مادران دو سال كامل به فرزندان شير بدهند.»
ولى احتمال ديگر دارد كه منظور اين باشد كه در ضمن دو سال او را شير بازگيرد، و ديگر لازم نيست كه دو سال تمام شير دهد، زيرا در سوره احقاف(٤٦) آيه ١٥، دوران حمل و شيردادن را سى ماه قرار داده است; چنان كه مى فرمايد:
(وَحَمْلُهُ وَفِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً);
«دوران باردارى و از شير گرفتن او سى ماه تمام است.»
هرگاه بگوييم: اين آيه فقط راجع به فرزندانى است كه حداقل حمل آنها شش ماه است كه بر سر شش ماه متولد مى گردند، در اين صورت، اين نوع كودكان با طى كردن دوران ٢٤ماه شيرخوارگى، سى ماه تكميل مى گردد.
ولى اگر بگوييم كه اين حد، يعنى سى ماه، منحصر به فرزندانى نيست