تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٦٤
بطور قطع بايد استعداد و قابليّت رشديابى و صلاحيّت و لياقت نيل به مدارج عالى كمال را داشته باشد. وجود چنين استعدادى را در نهاد جان آدمى از زواياى گوناگون مىتوان ديد، از جمله:
١- خداى متعال در سورهاى از قرآن، پس از سوگندهاى متوالى چنين مىفرمايد:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها قَدْ افْلَحَ مَنْ زَكّيها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّيها» «١» قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته، سپس فجور و تقوا (شر و خيرش) را به او الهام كرده است، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است.
از آيه بالا چنين برمىآيد كه انسان زمينه رشديابى و قابليّت رسيدن به كمال را دارد و گرنه رستگار معرّفى كردن انسانهاى پاك و تزكيه شده و تشويق عموم مردم به اين كار معنا نداشت و مناسب شأن خداوند حكيم و عليم نبود.
٢- اينكه خداوند براى هدايت بشر، پيامبرانى به سويش گسيل داشته تا خوبى و بد را به او بشناسانند، دليل روشنى بر قابليّت انسان براى پيمودن مدارج كمال است و اگر در آدمى زمينه رشد نمىبود، فرستادن اين همه پيامبر از سوى خداوند، كار بيهودهاى تلقّى مىشد. خداى متعال درباره مأموريت پيامبر گرامى اسلام چنين مىفرمايد:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولًا مِنْ انْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبينٍ» «٢» خدا بر مؤمنان انعام فرمود؛ آن گاه كه از خودشان به ميان خودشان پيامبرى برانگيخت تا آياتش رابر آنها بخواند و رشدشان دهد و كتاب و حكمتشان بياموزد، هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.
٣- با توجّه به اين اصل كه انسان موجودى هدفدار است و نيز اين واقعيّت كه آدمى به