تربيت دينى فرزندان

تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٦٥

هنگام رسيدن به هدف، احساس پيشرفت و سربلندى مى‌كند، بايد پذيرفت كه او قابليّت رشد و كمال را دارد، چرا كه هدفدار بودن و احساس سربلندى و پيشرفت با عدم قابليّت براى كسب كمال و رشد يابى سازگار نيست.
چگونگى تكامل انسان‌ اينك جاى طرح اين سؤال‌است كه: «انسان چگونه رشد مى‌يابد و به كمال مى‌رسد؟» در پاسخ بايد گفت: رشد و تكامل انسان در گرو دو عامل «خودآگاهى» و «جهان آگاهى» است كه بدون دستيابى به آن دو به كمال نخواهد رسيد. اينك توضيح آن دو عامل:
١- خودآگاهى؛ اهميت و نقش اين عامل در تكامل معنوى انسان بسيار روشن است، زيرا تا انسان خود را نشناسد و نداند از كجا آمده و براى چه آمده و به كجا مى‌رود، نمى‌تواند هدف خود را بشناسد و تا هدف معلوم نباشد نمى‌تواند به سوى آن حركت كند تا در سايه اين حركت به رشد و كمال برسد. پس انسان بايستى در اولين قدم خود را بشناسد. امام على عليه السلام در اين باره فرمود:
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدِ انْتَهى‌ الى غايَةِ كُلِّ عِلْمٍ وَ مَعْرِفَةٍ» «١» هر كس خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانشى دست يافته است.
٢- جهان آگاهى؛ در مرحله دوم انسان بايد شناختى كلّى و صحيح نسبت به جهانى كه در آن زندگى مى‌كند به دست آورد. او در اين مرحله بايد بداند كه آيا جهان مجموعه‌اى است منظّم يا نامنظّم؟ هدفدار است يا بى‌هدف؟ اگر منظم و هدفدار است علّت آفرينش آن چيست؟ و سرنوشت آن به كجا منتهى مى‌شود؟ چه استعدادها و امكاناتى در آن وجود دارد؟ اين امكانات تا چه اندازه‌اى مى‌تواند انسان را در رسيدن به هدف يارى دهد؟ جايگاه انسان دراين مجموعه بزرگ كجاست و چه مأموريّتى در قبال آن دارد؟ و ...
با پى‌بردن به اين نكات است كه انسان مى‌تواند مواهب الهى در جهان آفرينش را در حدّ توان و مقدورات خويش و در مسير حركت به سوى اهداف تكاملى‌اش به خدمت بگيرد