ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٨٥
نيكوساز، مردم را- چه خوب و چه بد- در مقام و درجه خودشان قرار ده، امر خدا را در ميان آنها اجرا كن و در امر خدا و مال او هيچ كس را مورد استثنا ودر كنارى قرار نده، زيرا اختيار احكام خدا به دست تو و جاى ولايت تو نيست، و مال هم مال تو ني ولايت فقيه ٩٢ وظايف و اختيارات رهبر ص : ٩١ ست، امانت آنها را كم باشد يا زياد به آنها بپرداز. بر تو باد به مدارا و گذشت تا جايى كه حق ترك نشود كه نادان بگويد حق خدا را ترك كردى، از كارمندان خود در هر چه مىترسى دچار عيب شوى پوزش طلب تا تو را معذور دارند، رسوم و آداب جاهليّت را از ميان مردم ببر، مگر آنچه را اسلام زنده داشته است. امر اسلام را چه كوچك و چه بزرگ، به تمامى آشكار كن، بيشتر همّت تو به نماز باشد كه پس از اقرار به دين، نماز به منزله سراسلام است، مردم را به خدا وروز جزا يادآورى كن و همواره موعظه نماز زيرا كه مردم را به عمل به آنچه خدا دوست دارد، نيرومندتر سازد، آن گاه معلّمان را در ميانشان پراكنده كن و خدايى را عبادت كن كه به وى بازمىگردى و در راه خدا از هيچ سرزنشى مترس. «١» ٥- اميرالمؤمنين، حضرت على عليه السلام در عهدنامه معروف خود به مالك اشتر چنين مىنويسد:
«هذا ما امَرَ بِهِ عَبْدُللَّهِ عَلِّىٌ اميرُالْمُؤْمِنينَ مالِكَ بْنَ الْحارِثِ الْاشْتَرَ فى عَهْدِهِ الَيْهِ، حينَ وُلَّاهُ مِصْرَ: جِبايَةَ خَراجِها وَجِهادَ عَدُوِّها وَ اسْتِصْلاحَ اهْلِهاوَ عِمارَةَ بِلادِها»» اين دستورى است كه بنده خدا على اميرالمؤمنين، به مالك اشتر پسر حارث در پيمان خود با او، امر فرموده، هنگامى كه او را والى مصر گردانيده: تا خراج آنجا را گردآورد و با دشمن آن بجنگد وبه اصلاح حال مردم آن بپردازد و شهرهاى آنجا را آباد سازد.