ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٦٠
چنانكه قرآن به مواردى از بيعت مردم با پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره مىكند. «١» و در مورد مشورت نيز مىفرمايد:
«وَ امْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ» «٢» و كارشان در ميانشان به شوراست.
نقد دليل دوم گر چه اين آيه، مؤمنان را به مشورت فرا مىخواند ولى موضوع مشورت در آن مخصوص به امورى است كه تصميم گيرى در آنها به خود مؤمنان واگذار شده است يعنى در كارهايى بايد به مشاوره بپردازند كه مستقيماً به خودشان مربوط مىشودولى ولايت و حكومت مقولهاى است كه به خود آنها مربوط نمىشود بلكه آنها بايد پذيراى آن باشند بسان فرزندى كه در كارهايى چون كيفيت آموزش، انتخاب مدرسه، رشته و همكلاس مجاز به مشاوره و نظرخواهى است ولى در پذيرش ولايت پدر و حق پدرى مجاز به مشورت نيست و اين معنا از تركيب ادبى آيه «وَ امْرُهُمْ» بر مىآيد. يعنى در كارخودشان با هم مشورت كنند. و ولايت بر مردم كار خود آنها نيست. پس آيه ياد شده نمىتواند شورايى بودن حكومت را ثابت كند. و اما در مورد بيعت بايد گفت:
با توجه به آنچه در پاسخ دليل اوّل اين نظريّه بيان شد، پاسخ استدلال به بيعت با پيامبر صلى الله عليه و آله نيز روشن مىگردد، زيرا امر «ولايت و حكومت» از امورى نيست كه با رأى مردم قابل انشاء و ايجاد باشد و با بيعت، ولايت بر مال و جان و عِرض مردم پيدا نمىشود و بيعتى كه در مورد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام انجام گرفته، تأكيد بر «ولايت الهى» آنان بوده است. و اعلان وفادارى و پشتيبانى از اجراى آن.
علاوه براين، بيعت، به عنوان ي ولايت فقيه ٦٦ ٣ - حسن تدبير و مديريت ص : ٦٥ ك قرار داد مورد توافق طرفين، مىتواند اختياراتى در محدوده مورد توافق، به حاكم بدهد، كه همان «وكالت» مىباشد، امّا «ولايت» و «ولايت مطلقه» براى «فقيه و حاكم اسلامى» با آن ثابت نمىشود.