ولايت فقيه

ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٣٥

خدا، مولاى من است و من مولاىِ مؤمنانم و از خودشان به آنان برترم، هر كس كه من مولاى او هستم على عليه السلام مولاى اوست.
اين اعلان رسمى در مجتمع بزرگ و در برابر چشم هزاران نفر از حجّاج و زائران خانه خدا صورت پذيرفت و رسول خدا صلى الله عليه و آله، آن را با مقدّمه و به طور استفهامى و به شيوه اعتراف گرفتن از يكايك مردم، مطرح نمود تا هيچ الزام و اجبارى در پذيرش ولايت نباشد و هر كس آگاهانه و با شعور دينى خود، آن را پذيرا باشد و كسى آن را انكار يا توجيه ننمايد.
لغت شناسان تصريح كرده‌اند كه «ولى» و «مولا» و ديگر مشتقّات آن به معناى اولويّت سرپرستى و برترى است نه به معناى دوستى و محبّت صورى «١» پس اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست» يعنى من كه براى شما برتر از خود شمايم و در تصرف امور مسلمانان اوْلى‌ از ديگران و سرپرست آنها هستم، حضرت على عليه السلام نيز سرپرست ولى آنان است. قراينى در خود حديث و چگونگى صدور آن از حيث شرايط زمانى و مكانى مؤيّد اين معناست از جمله:
پيامبر اسلام از مطرح كردن حديث غدير، بيم داشت و تا فرمان صريح و شديد از طرف خدا صادر نشد، آن را اعلام نداشت. آيا مى‌توان گفت منظور از حديث غدير تذكّر دوستى على عليه السلام بوده است؟ اگر هدف اين بود، اعلام آن ترسى نداشت و اجتماع مسلمين از هم نمى‌پاشيد. افزون بر آن، پيامبر پس از برگزارى مراسم غدير به على عليه السلام دستور داد كه در خيمه مخصوص بنشيند و مسلمانان را امر كرد كه بديدن آن حضرت بروند و تبريك گفته و بيعت نمايند. آيا اين كه از يك سو، خدا در رسانيدن اين امر مهم تأكيد مى‌كند واز سوى ديگر پيامبر اسلام يكصد و بيست هزار نفر را در وسط بيابان بى‌آب و علف و زير آفتاب سوزان نگاه داشته خطبه مى‌خواند و على را بر بالاى دست خود، به عنوان مولاى مردم معرّفى مى‌كند، آيا تنها و تنها براى اين بود كه بگويد:
على را دوست بداريد؟ «٢»