ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٩٧
ولايت فقيه و حاكميّت ملّت در گذشته ابعادى از «ولايت فقيه» مورد بحث قرار گرفت. اكنون به پاسخ كه در اين زمينه مطرح است مىپردازيم:
اصل «ولايت فقيه» با اصل شورا و «حاكميّت ملّت» برسرنوشت خود منافات دارد.
زيرا از طرفى، قرآن كريم، مؤمنان را مأمور و مكلف مىكند كه كارهاى مهمّ خود را با مشورت و همفكرى يكديگر انجام دهند و اين نشانه آن است كه در جامعه اسلامى بايد حكومت بر پايه مشاوره با صاحب نظران و رأى گيرى باشد. از طرف ديگر قرآن اداره جامعه را به عُهده رهبر شايسته و فقيه جامعشرايط مىسپارد و آن را استمرار ولايت پيشوايان معصوم مىداند. پس آيا درست است بگوييم كه: مقام ولايت و حاكميت فقيه همانند امامت امامان عليهم السلام يك مقام انتصابى است نه مقام انتخابى؟ و در نتيجه مردم هيچ نقشى در سرنوشت خود ندارند؟
پاسخ: حكومتها را به سه دسته مىتوان تقسيم كرد:
١- حكومت استبدادى كه بر غلبه و حاكميّت زور بنا شده است؛ يعنى حكومت از آن كسى است كه از هر راه بتواند قدرت را به دست گيرد و پيروز شود، آن گونه كه فرعون مىگفت:
«قَدْ افْلَحَ الْيَومَ مَنِ اسْتَعْلى» «١» هر كس كه امروز برترى يافت، رستگار شده است.