ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٧٥
حدود اختيارات ولىّ فقيه از آنچه در درس گذشته، در مورد «وظايف حاكم اسلامى» ذكر شد، مىتوان اختيارات حاكم اسلامى را نتيجه گرفت؛ يعنى وقتى براى كسى وظيفهاى تعيين مىكنند، به طور طبيعى مىبايد شرايط انجام آن را نيز برايش فراهم كنند وقدرت قانونى براى اجراى وظايف، و اختيارات متناسب با آن را به او بدهند. (هر چند اختيارات حاكم اسلامى مطلق بوده و به حدود وظايف ذكر شده محدود نمىشود) براى مثال، وقتى حاكم اسلامى موظف مىشود امنيت داخلى كشور را تأمين كند، بايد آنچه كه لازمه حفظ امنيت است، در اختيار داشته باشد و همين طور در مورد دفاع از مرزهاى كشور، وگرنه سپردن مسؤوليت بدون دادن اختيارات لازم كار لغو و بىنتيجهاى است.
اعطاى اختيارات متناسب با وظايف حاكم اسلامى، يك حكم عقلى است. آنچه مورد بحث و اختلاف نظر مىباشد، اين است كه آيا در زمان غيبت امام زمان (عج) فقهاى جامع الشرايط به عنوان جانشينان امام معصوم، داراى وظايف و مسؤوليتهاى معين و مشخصى هستند و در نتيجه اجازه دخالت و تصرّف آنان نيز محدود به همان امور خاص است يا آنكه «ولايت فقيه» در تمامى مواردى كه براى امامان ثابت شده، نافذ بوده و فقيه داراى «ولايت مطلقه» مىباشد؟
اكنون به بررسى اين دو نظريه مىپردازيم:
ولايت محدود برخى معتقدند ولايت فقيه مانند ولايت معصوم، عام و همه جانبه نيست، بلكه فقيه