ولايت فقيه

ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٧٢

اين آيه دلالت مى‌كند كه امامت و رهبرى، عهدى الهى است كه ستمگر شايستگى آن را ندارد.
٢- «وَ لا تَرْكَنوُا الَى الَّذينَ ظَلَموُا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» «١» و هرگز به ستمگران تكيه نكنيد كه آتش شما را فراخواهد گرفت.
على بن ابراهيم در تفسير اين آيه نقل كرده كه امام عليه السلام فرمود: «تكيه بر ظالمين، دوستى، نصيحت و رهبرى ظالمين را پ ولايت فقيه ٧٨ ولايت مطلقه ص : ٧٧ ذيرفتن است.» «٢» امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى فرموده است:
به راستى هر رعيتى را كه در اسلام به ولايت امام ستمگرى كه از جانب خدانيست، نزديك شود عذاب خواهم كرد اگر چه آن رعيت در اعمال خود نيكوكار و پرهيزكار باشد. «٣» امام حسين عليه السلام در نامه‌اى كه هنگام اعزام مسلم بن عقيل به كوفه نوشت، صفات حاكم مسلمانان‌را اين گونه بيان فرمود:
به جان خودم سوگند! پيشواى جامعه تنها كسى است كه بر اساس كتاب خدا حكم كند و به عدل و قسط قيام نمايد و متديّن به دين خدا باشد و نفسش را وقف ذات حق كند.
بنابراين، عدالت در بالاترين درجه آن، يكى از شرايط عمده و اساسى حاكم اسلامى بوده هر گونه پيروى از حكام ستمگر، حرام مى‌باشد. از روايات استفاده مى‌شود كه رهبر و ولىّ امر مسلمانان بايد از بعضى صفات رذيله، همچون بخل، حرص، طمع، سازشكارى و هر صفت ناپسند ديگرى كه با عدالت كامل منافات دارد، پاك و منزه باشد.
حضرت على عليه السلام فرمود:
و شما به خوبى مى‌دانيد كه جايز نيست براى كسى كه حاكم بر ناموس و جان و مال مردم بوده و اموال عمومى و احكام و رهبرى آنان را