ولايت فقيه

ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٧٠

«ما وَلَّتْ امَّةٌ قَطُّ امْرَها رَجُلًا وَ فيهِمْ اعْلَمُ مِنْهُ الَّا لَمْ يَزَلْ امْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفالًا حَتَّى يَرْجِعوُا الى‌ ما تَرَكوُا» «١» هرگز امّتى كار خود را به مردى كه داناتر از او در بين آنها وجود دارد واگذار نكرده، مگر آنكه پيوسته كار آنان رو به پستى و عقب‌ماندگى رفته است تا آنگاه كه بازگردند به آنچه كه ترك كرده بودند. (يعنى ترجيح داناتر)
حضرت على عليه السلام فرمود:
«ايُّهَا الّناسُ انَّ احَقَّ النَّاسِ بِهذَا الْامْرِ اقْواهُمْ عَلَيْهِ وَ اعْلَمُهُمْ بِامْرِ اللَّهِ فيهِ» «٢» اى مردم! سزاوارترين مردم به امر خلافت، تواناترين آنان به آن و داناترين آنها نسبت به دستورات خداوند در امور مربوط به خلافت است.
حضرت على عليه السلام در حديثى ديگر، صفات امام را به تفصيل بيان كرده، چنين فرمود:
«اما آنچه مربوط به صفات ذاتى امام است، اينكه امام واجب است زاهدترين، داناترين، شجاعترين و با كرامت‌ترين مردم بوده و داراى فضايل ديگرى نظير اينها باشد ... و اگر امام به تمام واجبات الهى عالم نباشد، واجبات را تحريف و حرام را حلال مى‌كند و به طور قهرى هم خود و هم ديگران را گمراه مى‌سازد ... و شرط دوم اينكه امام بايد داناترين مردم به حلال خدا و حرام او و اقسام مختلف احكام الهى و اوامر ونواهى او و هر آنچه كه مردم به آن نيازمندند بوده و خود از ديگران بى‌نياز باشد. «٣» از روايت ياد شده استفاده مى‌شود كه علم و فقاهت در دين، بلكه اعلميّت در احكام خدا يكى از شرايط ضرورى حاكم است و با تعميم ملاك، ضرورت اين شرط را براى‌