ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٦٥
«يَحْتاجُ الْامامِ الى قَلْبٍ عَقُولٍ وَ لِسانٍ قَؤُولٍ وَ جَنانٍ عَلى اقامَةِ الْحَقِّ صَؤُولٍ» «١» امام (رهبر و حاكم جامعه) به قلبى انديشمند، زبانى گويا و دلى كه به اقامه حق استوار باشد نيازمند است.
از سوى ديگر، تشخيص مصالح و مفاسد يك ملّت، و مهمتر از آن، رهبرى مردم و اداره جامعه نياز به برخوردارى از خردى فزونتر از ديگران دارد. و با وجود افراد عاقل و انديشمند، كسانى كه از نظر قدرت تفكر در سطوح پايين ترى قرار دارند و قادر به تشخيص مصالح و مفاسد خودنيستند چگونه مىتوانند زمام امور ملّتى را به دست گيرند. حضرت على عليه السلام فرمود:
«وَ لكِنَّنى اسى انْ يَلِىَ امْرَ هذِهِ الْامَّةِ سُفَهاؤُها وَ فُجَّارُها ...» «٢» من بيم آن دارم كه رهبرى اين امّت را افراد كم خرد و بدكار به دست گيرند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«لا يَكُونُ السَّفيهُ امامَ التَّقِىَّ» «٣» شخص سفيه نمىتواند امام و پيشواى با تقوا باشد.
پس از شرايط مهم و ضرورى حاكم اسلامى، برخوردارى از قدرت كامل فكر و انديشه و دارا بودن رشد عقلى است با تذكار اين نكته كه عقل آدمى همچون دستگاههاى فرستنده و گيرنده در يك درجه نيست بلكه از نظر بُرد متفاوت است برخى قوى، برخى متوسط و برخى ديگر بسيار ضعيف و محدود است. عقلى كه در فقيه مطلوب است عقلى است با بُرد قوى و آميخته به تجربه.
٣- حُسن تدبير و مديريت يكى ديگر از شرايط رهبرى، قدرت تدبير و اداره امور جامعه است؛ بدين معنى كه