ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٥٠
نيز آمده است. با دقت در اين موارد در امام معصوم عليه السلام و ولى فقيه به اهداف مشترك و به وحدت ملاك مى رسيم و اين خود نشان مىدهد كه ولى فقيه جايگزين امام معصوم عليه السلام وولايت فقيه تداوم خطّ امامت است.
حضرت امام رضا عليه السلام در فلسفه وجود و حضور امام عليه السلام و آثار مثبت او در جامعه مىفرمايد:
«لَوْ لَمْ يَجْعَلْ لَهُمْ اماماً قَيِّماً اميناً حافِظاً مُسْتَوْدِعاً لَدَرَسَتِ الْمِلَّةُ وَ ذَهَبَ الدّينُ وَ غَيَّرَتِالسُّنَةُ وَ الْاحْكامُ وَ لَزادَ فيهِ الْمُبْتَدِعوُنَ ...» «١» اگر خداوند براى مردم پيشواى حاكم، امين، نگهبان و امانتدار قرار نمىداد به يقين جامعه از هم مىپاشيد، دين از ميان مى رفت و سيره و سنّت و احكام تغيير مىيافت و بدعتگذاران بر آن مىافزودند و ملحدان و كافران از آن مىكاستند [و دين را بر مسلمانان مشتبه مىساختند.] پيامدهاى ياد شده در فقدان حاكمان فقيه نيز در جامعه يافت مىشود چرا كه مبارزه با تحريف گران از وظايف عالمان دينى شمرده شده است، حضرت امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر خدا مىفرمايد:
«يَحْمِلُ هذَا الدّينُ فى كُلِّ قَرْنٍ عُدُولُ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْويلَ الْمُبْطَلينَ وَ تَحْريفَ الْغالينَ وَ انْتِحالَ الْجاهِلينَ كَما يَنْفى الْكِيْرُ خُبْثَ الْحَديدِ» «٢» بار حفظ اين دين را در هر قرن، مردمان عادلى بر دوش دارند كه تأويلهاى باطل انديشان و تحريفهاى گزافكاران و برساختههاى نادانان را از آن دور و نابود مىكنند. به همان گونه كه كوره، پليدى (و ناخالصى) آهن را از آن دور مىكند.