ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٤٩
مسلمانان مداخله نكند، به او «حافظ اسلام» و «حصن اسلام» نمىگويند.
نگرشى بر واژه «حِصن» كلمه «حِصْن» و به كارگيرى آن، در تبيين ارزش عملى عالمان دينى فراخور دقّت است؛ چرا كه آن، هم در ارزش ولايت على عليه السلام و هم در ولايت فقيه به طور اشتراكى به كار رفته است:
«وِلايَةُ عَلىِّ بْنِ ابيطالِب حِصْنى فَمَنْ دَخَلَ حِصْنى امِنَ مِنْ عَذابى» «١» ولايت على بن ابيطالب قلعه من است هركس به قلعه من در آيد از عذاب من در امان است.
اشتراك در تعبير، مبيّن اشتراك در معنا نيز هست. همانگونه كه اعتقاد راسخ به ولايت اميرمؤمنان عليه السلام و در پيروى از او و ديگر امامان معصوم عليهم السلام مدار حق جويى و حق پرستى و پايان بخش عقايد باطل و حصار محكم است پذيرفتن ولايت فقيه عادل نيز تضمين كننده سلامت جامعه و حراست از حدّ و مرز معنوى آن است و به راستى عالمان بصير و فقيهان صادق، دژهاى اسلامند چنانكه امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«علماى شيعه، مرزداران مرزهايى هستند كه ابليس و عفريتهاى او به آنها حمله مىكنند؛ آنان سپاه ابليس را از هجوم بردن به ناتوانان شيعه باز مى دارند، و از چيره شدن ابليس و پيروان دشمنخوى او بر ايشان جلوگيرى مىكنند. آگاه باشيد، هر كس از شيعه ما خود را به اين مرزدارى برگمارد، مقامش از كسانى كه با روميان جهاد كردند و ... هزار هزار برابر بالاتر است. بدان جهت كه اين مرزدار، از دين دوستان مادفاع مىكند، در صورتى كه آنان از بدن ايشان دفاع مىكنند.» «٢» هدف مشترك ولايت فقيه ٥٤ ج - ص : ٥٤ ملاك و معيار و فلسفهاى كه در امامت امامان معصوم عليهم السلام بيان شده، در ولايت فقيه