ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٤٦
و راهنما نباشند. پس از وى فرزندان معصومش يكى پس از ديگرى، به امر خدا به امامت منصوب شدند و با تحمّل سختىها و گرفتارىهاى زياد، به تكليف خود عمل كردند و سرانجام دوران امامت- پس از گذشت ٢٦٠ سال از هجرت مقدس نبوى- پايان يافت و عصر غيبت وصىّ دوازدهم عليه السلام فرا رسيد (و سبب غيبت، اهمال مردم در حمايت از حق و اهل حق بود) و روزگار عالمان آغاز شد. و اين بدان جهت بود كه امامان، علوم و تعاليم اسلامى را به ميراث به ايشان سپردند و مردمان را بر آن داشتند تا براى دست يافتن به آن علوم و تعليمات و عمل كردن بر وفق آنها به ايشان رجوع كنند. پس آنچه از لطف الهى به مردمان روى زمين، از جهت پياپى رسيدن رسالتهاى او، به منظور هدايت و راهنمايى مردم، صورت گرفته است در سه دوره تجسم پيدا مىكند:
١- عصر پيامبران.
٢- عصر امامان.
٣- عصر عالمان.
بدينگونه برخواننده بزرگوار آشكار مىشود كه عالم شيعىِ اجتماعى- كه متصدى مناصب دينى و مخصوصا" مرجعيت عظمى است- جانشين پيامبران و وصىّ صدّيقاناست.
عالم اسلامى نماينده عصر سوم از عصرهاى سه گانه رسالتهاى خدا در زمين است، و او حجت خدا به معنى اعم است، از آن جهت كه حجّت امام است. و چنانكه در حديث آمده امام حجت خداى متعال است، پس عالم به يك واسطه (امام) حجت خدا بر مردمان است بنابراين شايسته نيست كه چنين مقامى را كسى، جز آنكه از حيث صفات، ارتباط تامى با صاحبان دو عصر پيش از خود داشته باشد، عهدهدار شود. و اگر آن كس كه شايسته است عهدهدار شد، لطف خدا بر مردم كامل مىشود و رسالت خدا بر زمين ادامه مىيابد.
پس بايد روح كلى تعليمات پيامبران و امامان در افكار، عقايد، احكام، فتاوى و موضعگيرىهاى سياسى و اجتماعى و معاشرت فقيهان و عالمان دينى به ويژه ولى فقيه نمودار باشد. روح كلى تعاليم اسلام، دعوت به توحيد، اقامه قسط و داد، و ايجاد عدالت