ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ٣٤
آن بسنده كرده و تصريح مىكنيم كه: ولايت در منظر سياست همرديف امامت است و آن عبارت است از:
«رهبرى، فرمانرانى و رياست عامّه بر جامعه اسلامى در امور دين و دنيا» «١» امور دينى در دنيا شكل مىگيرد، رياست بر جامعه و امور دينى مسلمانان در حقيقت رياست بر امور دنيوى آنان نيز هست، چرا كه دنيا از دين جدا نيست. به ديگر سخن، آيين اسلام، تنها دين آخرت نيست بلكه دستورات آن، هم تنظيم كننده رابطه بين انسان و خدا و هم تنظيم كننده روابط بين انسانها در همين دنياست. پس اگر كسى رياست همه امور دينى را به عهده خود بگيرد، بايد در امور دنيوى هم، رئيس باشد. پس قيد امور دنيا كه جدا از امور دين در تعريف مذكور آمده، قيد تأكيدى است.
خورشيد ولايت اعلان ولايت على عليه السلام بر مردم و امامت وى بعد از نبى اكرم صلى الله عليه و آله از روزهاى نخست بعثت، بر سر زبانها بود: نخستين بار در ميان چهل نفر از مردم مكّه و سران قريش، رسول گرامى او را به عنوان وصىّ و جانشين خود معرفى كرد كه در تاريخ اسلام به «حديث يوم الانذار» و «يوم الدّار» معروف است. همچنين «حديث ثقلين»، و «حديث منزلت» «٢» در حدّ تواتر پايههاى ولايت را تحكيم نمود. از همه مهمتر «حديث غدير» است كه به طور علنى و رسمى در ميان يكصد و بيست هزار تن از مسلمانانِ فارغ از اعمال الهى حجّ، انجام گرفت و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به دستور خداوند، علىبنابيطالب عليه السلام را ولىّ مؤمنان معرفى نمود و فرمود:
«انَّ اللَّهَ مَوْلاىَ وَ انَا مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَ انَا اوْلى لَهُمْ مِنْ انْفُسِهِمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» «٣»