ولايت فقيه

ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ١٨

حق حاكميّت و حكومت از آن فرد فردِ مردم است. آنها به قانونى مشروعيت مى‌دهند كه برخواسته‌هاى عامه مردم مبتنى باشد و آن حكومتى را بر حق مى‌دانند كه از رأى اكثريت مردم ريشه گرفته باشد.
ازديدگاه اسلام حق حكومت و حاكميت، تنها از آن خداست، و ديگرى حق ولايت و حكومت ندارد، زيرا انسان بايد از كسى اطاعت كند كه خالق او بوده و هستى خود را از او دريافت كرده است. و چون غير او به انسان هستى نبخشيده و در بقا و ادامه هستى او مؤثر نيست حق حكومت ندارد و پيروى از رأى كسى بر ديگرى لازم نيست. و تنها خداست كه تمام شؤون نفس انسان از او سرچشمه گرفته و مالك حقيقى و «ولىّ» واقعى است. پس پيروى از دستور غير خداوند مشروط به اين است كه از طرف ذات اقدس ربوبى تعيين شده باشد. قرآن در اين باره مى‌فرمايد:
«وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمواتِ وَ الارْضِ، وَاللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَى‌ءٍ قَديرٌ» «١» مالكيت و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و خدا بر همه چيز تواناست.
لازمه «مَلِك» و مالك بودن خدا آن است كه تدبير امور جامعه تنها به دست او باشد و همه از او اطاعت كنند.
و نيز مى‌فرمايد:
«انِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ، امَرَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ» «٢» حكم، جز از آن خدا نيست، دستور داده كه جز او را نپرستيد.
حاكميت الهى‌ اكنون با روشن شدن ديدگاه اسلام در مورد حكومت و اينكه اين حق مخصوص خداست، به بررسى دلايل و اصولى مى‌پردازيم كه اين تفكر براساس آنها استوار شده است:
الف- علم بى نهايت:
چنانكه گفتيم قانون، زندگى اجتماعى بشر را هدفمندانه و بر